تبليغاتX
سرطان عشق
 
   
  سلام به همه ی دوستان گلم

درسته که این وبلاگم رو به خاطر مشکلاتی تعطیل کردم ولی بعد عمری! گفتم آپش کنم.

پیشاپیش عید نوروز و سال نو رو بهتون تبریک میگم

سال نو مبارک

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

سرطان عشق

  

روز تاسوعا که هر جوری بود گذشت و ما تقریبا" تا ساعت ۱:۳۰ شب داشتیم واسه امام حسین عزاداری میکردیم . اون شب خیلی خسته بودم تا به خونه رسیدم راست رفتم سراغ رخت خواب .

سر دسته ی هیئتمان گفت : چون مجلس هایی که میخوایم فردا بریم زیاد هست حتما" همه ساعت ۹ صبح زینبیه باشید " زینبیه جایی هست که بچه های هیئت جمع میشیم "

منم که از اینقدر خسته بودم واسه نماز بلند شدم و بعد دوباره خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم ساعت ۱۱ صبح شده بلند شدم و یه آبی به سر و صورتم زدم و سریع آماده شدم که برم زینبیه

اینم رو بگم که چون خونه ی ما به زینبیه نزدیک بود پسر داییم شب اومد خونه ما خوابید که صبح با هم بریم زینبیه که اونم مثل من خواب موند ...

صبحم که بیدار شدم منظورم همون ساعت ۱۱ هست " حبیب " هنوز خواب بود

تقریبا" یه نیم ساعتی از بیدار دمون میگذشت که داییم که بهش میگیم " دایی متی " مخفف مهدی هست ! به حبیب زنگ زد و گفت :  پسر معلومه کجایی تا حالا؟ سریع بیا سر کوچه من الان میام دنبالتون

اومد دنبالمون و بعد رفتیم به مجلس اولی که یه خونه ی بزرگ بود اونجا رو که سینه زده بودند و رفته بودن

مجبور شدیم بریم مجلس بعدی ولی نمی دونستیم که بعد از اونجا کجا هست !!

ولی میدونستیم که هر جا برن ، حتما" ظهر عاشورا میرن به یه خونه ای که معروفه به خونه ی پاسدار

اونجا راس ساعت ۱۲ ظهر عاشورا یه عکس خیلی قدیمی از سر امام حسین (ع) رو به مدت ۴۰ - ۳۰ ثانیه که میگن واقعی هست که مطمئن هستم که واقعی هست رو به مردم نشوم میدادن

چون هیئت ما خیلی خوب و سوزناک میخونه ۴ سال پشت سر هم این عکس رو فقط به هیئت ما نشون میدادن

امسال هم همین طور بود ولی متاسفانه نوحه خون هیئتمون که یکی از داییم ها بود " بهش میگفتیم دایی ممل اینم مخفف محمد هست " ۲۳ رمضان همین امسال عمرشون رو به شما دادند . به خاطر همینم پسر داییم که اونم تقریبا" نوحه خون بود به جاب بابای خدابیامرزش اومد !

بگذریم از این ماجرا ها...

بلاخره انتظار ها به پایان رسید راس ساعت ۱۲ شد و عکس سر امام حسین (ع) رو از یه پنجره به بیرون آوردن . یک دفعه همه کنترل خودشون رو از دست دادند و بدون اینکه بخوان اشک از چشماشون جاری شد

یه دفعه همه شروع کردن به حسین حسین کردن و دور حیاط خونه " پاسدار " چرخیدن !!

این عکس یه عظمت و ابهتی داشت که به زبون آوردنش خیلی کار سخته میشه گفت نمیشه اون لحضه رو وصف کرد ...

اون مجلس هم تموم شد ...

تقریبا" ساعت ۱۲:۳۰ و اینها بود که سر دسته هیئتمون " آقا حسین " گفت سریع برید مجلس بعدی که هنوز خیلی از مجلس ها مونده ...

مجلس بعدی زیاد از خونه ی " پاسدار " دور نبود حدود ۵ دقیقه فقط راه بود . به اونجا هم رفتیم و عزاداری کردیم و ناهار هم خوردیم .

ما هر سال بعد از ظهر عاشورا میزبان هیئت ها هستیم بعد از ناهار همه رفتیم با کمک هم دیگه زینبیه رو جمع و جور و مرتب کنیم

بلاخره زینبیه آماده ی عزاداران شد

بعد از نماز مغرب و عشا بود که یکی یکی هیئت ها می اومدن و سینه زنی میکردن و میرفتن

حدود ساعتهای ۷ و ۸ شب بود که دوستم " جواد " بهم گفت برو شمع بخر واسه شام غریبان میخوایم

بعد از اینکه شمع رو خریدم تا حدودای ساعت ۱۲-۱۱ شب توی زیرزمین زینبیه داشتیم برای عزاداران حسین شام تدارک میدیدیم

هر سال به آخرین هیئتی که میاد شام میدیم . شام هم برنج و خورشت قیمه بود ، به به !

هر طور بود مجلس تموم شد و به خونه اومدم

از اون شمع هایی رو که واسه آقا جواد خریده بودم ۲ تاشو خودم برداشته بودم . شمع ها رو تا نیمه کردم توی یه لیوان پر از خاک و روشنش کردم و رفتم که بخوابم

یه نذر کرده بودم که اگه این شمع ها تا آخرش سوخت انشاالله نذرم برآورده بشه

خیلی جالب بود صبح که از خواب بیدار شدم سریع رفتم سراغ شمع ها دیدم ... شمع ها خاک رو سولاخ کردن و تا تهشون سوختن !

انشاالله که نذرم برآورده بشه ! آمین ...

>> ویرایش نشده است !

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
   
 

یااباعبدالله الحسین

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.
محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.
و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند « البلاء للولا » با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.
حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد.

پس بر او سلام باد !

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط فاضل
 
 

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl Template for Blog

saratane-eshgh

فاضل

http://saratane-eshgh.blogfa.com

سرطان عشق

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد

دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد

پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو !
Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

فاضل,saratane-eshgh,http://saratane-eshgh.blogfa.com, tbf_004, TBF_004, girl, Lonely Girl Template, template, black template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب سياه, دختر, سياه, دختر تنها, قالب تنهايي, قالب دخترانه Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog